از وحشيانه ترين حلقه هاي توطئه ي دشمن كه براساس نقشه هاي شيطاني و شوم، براي هدم اساس اسلام طراحي شده بود، هجوم وسيع نظامي و شروع جنگي بود كه دشمن با استفاده از جاه طلبي و غرور حكام عراق طراحي كرد و به راه انداخت . اين جنگ كه با شعارهاي قومي و با هدف تجزيه ي ايران و به اميد فتح سه روزه ي تهران و سقوط نظام اسلامي آغاز شد، خرابيهايي در دو كشور و در منطقه به بارآورد كه كم نظير بود و جنايتهايي در دفتر تاريخ به ثبت رساند كه تا كنون نظير آن مشاهده نشده بود .
ملت رشيد ايران به دفع تجاوز برخاست و با دفاع مقدس از كيان اسلام و ميهن اسلامي، سيلي محكمي بر دشمن نواخت و با سلاح و صلاح و در سايه ي رهبري ولي خدا، آن چنان حماسه ي استقامت و رشادت مظلومانه و سرسختانه يي سرود كه در تاريخ، به مثابه ي درس بزرگي باقي خواهد ماند و صراط مستقيم مبارزان و آزاديخواهان را ترسيم خواهد كرد . عنايت خدا در نصرت مظلومان و غلبه ي لشكريانش، بر همه ظاهر شد و اين مرحله از توطئه ي دشمن ناكام ماند و ذليل و شكست خورده و نادم و خسارت ديده، با پرونده يي مالامال از جنايت، به تغيير حيله پرداخت .
در طول جنگ، دشمن به جاي تسليم شدن در برابر حق و تن دادن به عدالت، پيوسته به لجاج و عناد خود افزود و با طرحهاي پيچيده و لشكركشي به خليج فارس و ايجاد فشار اقتصادي و تجهيز عراق براي حمله به مراكز صنعتي و اقتصادي و مسكوني، كمك در تهيه ي سلاح شيميايي، آخرين تلاشهاي خود را به كار برد؛ ولي در آن مقطع نيز جز رسوايي بيشتر، چيزي نصيب آنان نشد . در اين مقطع، با حيله و فريب، شعار جنگ به شعار صلح تبديل شد و اين در حالي بود كه وحشيانه ترين و نامردمي ترين اعمال خصمانه از سوي عراق و حاميانش، در جنگ و حواشي آن به وقوع مي پيوست .آنچه از حماسه و شجاعت و قدرت و صلابت و فتح رزمندگان اسلام در اين مدت گذشت و آنچه از ايثار و قدرت روحي و توكل به خدا و اعتماد به نفس كه ملت بزرگ ما از خود نشان دادند، با هيچ بيان قابل توصيف نيست . آري، صحيفه ي دل و لوح ذهن پرخاطره ي آزاد مردان و شيرزنان و غيور رزمندگان و دلير بسيجيان ملت ما را كه مدرنترين سلاحهاي ابرقدرتها در برابر اراده ي پولادين آنان خنثي گرديده است، به آساني نمي توان در هيچ گزارشي ترسيم كرد؛ مگر آن كه همه ي كساني كه توانايي نگارش و سرايش، ترسيم و تجسم دارند، ديده ها و يافته هاي خود و ديگران را هنرمندانه به نظم و نثر و تصوير درآورند .


در اين جا، از همه ي نگارندگان حوادث جنگ و همه ي كساني كه توان انجام وظيفه در اين مهم را دارند، درخواست مي كنم از ثبت و ضبط جزييات اين دوران غفلت نكنند و اين گنجينه ي تمام نشدني را براي آيندگان به وديعه بگذارند . اين دوره، دوره ي ذخيره ي نيروي محركه ي تاريخ و الهامبخش امم است .وعده ي ظهور قومي را كه «اذلة علي المؤمنين اعزة علي الكافرين يجاهدون في سبيل الله و لايخافون لومة لائم» (1) باشند، در سيماي پارسايان شب و شيران روز مي توان مشاهده كرد كه در اين دوران، معركه ي جنگي نابرابر را ميداندار بودند و قدرت الهي را در فتوحات فجر و ظفر و كربلا و خيبر نمودند و ثبات قدمشان، آيات فتح را تفسيري روشن بود و همت بلند و عزم راسخشان، اراده ي الهي را مظهري آشكار .


اما آنچه از اين مرحله باقي ماند، جز خسران و شكست براي دشمن و سربلندي و افتخار براي ايران اسلامي نبود . صدور قطعنامه ي 598 در سال 1366، عكس العمل ناگزيري بود كه در برابر شكستهاي رژيم متجاوز عراق، از سوي قدرتهاي حمايت كننده ي او زمينه سازي شد و از شوراي امنيت صادر گشت . اين قطعنامه كه زير فشار سهمگين رزمندگان اسلام بر پيكر دشمن صادر شد، سندي است كه شعار دفاع مقدس ما در آن تأمين گرديده بود و اجراي كامل آن، دشمن را به شكست قطعي مي رسانيد و لذا هرگز جمهوري اسلامي آن را رد نكرد . آنچه براي ايران اسلامي مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن مي شد، اصرار بر تنبيه متجاوز به قدر كافي در ميدانهاي نبرد و نيز بي اعتمادي در اجراي ميثاقهاي بين المللي توسط قدرتهاي بزرگ بود .از صدور قطعنامه تا قبول رسمي آن از سوي جمهوري اسلامي، دنيا شاهد سنگينترين ضربات نيروهاي اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه هاي جنگ از سويي و فشارهاي همه جانبه از سوي حاميان رژيم عراق عليه ايران اسلامي از سوي ديگر بود . حصر اقتصادي، حمله به تأسيسات ما در خليج فارس و تمركز بي سابقه ي نيروهاي نظامي امريكا و ناتو در اطراف مرزهاي آبي و هوايي و حتي تجاوز به آنها، بخشي از اين فشارها بود؛ به طوري كه تقريبا هيچ فشار ممكن باقي نماند، مگر آن كه بر ملت ايران وارد شد و رژيم امريكا تقريبا به طور مستقيم وارد صحنه شد . تهديدها، بمبارانهاي وسيع شيميايي و جنايت حمله به شهرها و هواپيماي مسافربري و كشتي غيرنظامي و اثبات اين كه استكبار در حمايت از عراق آمادگي براي دست يازيدن به هر جنايتي دارد، بخشي از حوادث اين دوران است و جا دارد در موقع مقتضي، اين حقايق هشداردهنده براي ملت ايران شكافته و برملا گردد .قبول قطعنامه ي 598 از سوي جمهوري اسلامي و رهبر عظيم الشأن فقيد آن، توطئه ي وسيع دشمن را بار ديگر با هدايت الهي به خود او برگرداند و دشمن را كه تحت شعار صلح طلبي، به هر جنايتي دست مي زد، خلع شعار كرد . شايد مشيت الهي بر اين بود كه با قبول قطعنامه، حقانيت جمهوري اسلامي بيش از پيش در جهان آشكار شود و ملت ايران به هدفهاي اساسي خود در سطح بين المللي نزديكتر گردد .با اين ابتكار جمهوري اسلامي، دشمن در دو راهي شكست قرار گرفت: اگر اجرا شود، ايران اسلامي به خواسته هاي خود رسيده است و اگر اجرا نشود، داعيه ي هميشگي جمهوري اسلامي مبني بر لزوم قطع ريشه ي تجاوز و رابطه ي ميان تجاوز عراق و حاكميت سلطه در جهان و اين كه رژيم عراق در ادعاي صلح طلبي صداقت نداشته است، به اثبات مي رسد و بي اعتمادي به قرارهاي ساخته ي قدرتها كه جمهوري اسلامي همواره مدعي آن بوده است، در ميان ملتها رايج خواهد شد و آنها را بر تكيه ي فقط به نيروي خويش، تشويق خواهد كرد .


حكام سبكسر عراق كه در طول جنگ عملا نشان داده اند از تشخيص مصالح عاجزند، اين بار نيز زيانبارترين راه را گزيدند؛ يعني ابتدا با حمله به ايران و نديده گرفتن شعارهاي خود در قبول قطعنامه، بي اعتباري سخن و عمل خود را به ديرباورترين اشخاص هم ثابت كردند و البته وقتي با حضور بي نظير رزمندگان در جبهه، مجبور به عقب نشيني در بخش عظيمي از مرزها شدند، يك بار ديگر آزموده را آزمودند . با تعلل در اجراي قطعنامه، باز هم اقدامي ديگر در جهت عكس منافع سياسي و اقتصادي و نظامي و حيثيتي خود انجام دادند و جهالت و آزمندي خود را به اثبات رساندند .نگهداشتن بخشي از اراضي ايران اسلامي كه عمدتا دزدانه و پس از آتش بس تصرف شده، به قيمت تعطيل قطعنامه يي كه مدتها دم از اجراي آن مي زده اند، جز نكبت و پشيماني، چيزي براي آنها به ارمغان نخواهد آورد و اين حيله ي شيطاني نيز به خود آنان بر خواهد گشت: «ولايحيق المكر السيئي الا باهله» (2). آنان دير يا زود، مجبور به تخليه ي اين اراضي خواهند شد و همه مي دانند كه ايران انقلابي، حضور متجاوز غاصب پليد را در مرزهاي خود، زمان درازي تحمل نخواهد كرد و به طور حتم خسارتي كه در اين مرحله نصيب متجاوز و منطقه خواهد شد، مانند گذشته خسارتي سنگين خواهد بود . اگر يك سال پيش، صدام به اجراي قطعنامه تن داده بود، اينك اسرا برگشته، اروند لايروبي شده و صلح مستقر گرديده و پيشرفت بازسازيها چشمگير بود . آنچه از تعلل رژيم عراق در عمل به قطعنامه، تا كنون بر دو كشور وارد شده، و آنچه از اين پس وارد شود، مسؤوليتش بر دوش رژيم عراق و شخص صدام است .


ما هميشه و حتي در طول جنگ، مردم عراق را برادران مسلمان خود مي دانسته ايم و هيچ گاه جز خير براي آنان دردل نداشته ايم و حتي در اوج شرارتهاي دشمن، برخوردهاي اسلامي و انساني ما با مردم عراق كه ذكر آن خارج از مقال است گواه صادق ما بر اين مدعا بوده است . قاطعانه اعلام مي كنم كه ملت عراق از وضع فعلي و پيامدهاي آن سودي نخواهد برد و ما نه تنها به خاطر منافع خود، بلكه به دليل آنچه بر منطقه و جهان اسلام مي گذرد، اين وضع را رد مي كنيم و حكام عراق را به قبول حق و دوري از لجاجت فرا مي خوانيم .